PSB is being developed by Pooya Paridel.



عكس هر هفته
بخش ها
fifa 2007
من آرش هستم؟
سياست مجازی
تا شوراها
ارتباطات
نکته ها
عکس



ارتباط با من
صفحه خبر


صفحه خبر>نکته ها>کجاست مصدق؟ کو مدرس؟

روی سخن با اقلیتی است كه به نام اصلاحات وارد مجلس می‌شود؛ اقلیتی كه در فضای گفتمانی پس از دوم خرداد 76، حامل آرای اصلاح‌طلبانه است و واجد صفاتی كه اصلاح‌طلبان را از محافظه‌كاران متمایز می‌كنند. محافظه‌كاران می‌توانند در پس تمام حوادثی كه در این مجلس به نادرست اتفاق می‌افتد، در ورای تمام قانون‌شكنی‌های دولتی و غیر دولتی، در كنار دل دادن به دولت رادیكال و قلوه گرفتن از مجموعه موسوم به اصولگرا و خلاصه كنم در میان بده و بستان‌های سیاسی كه اتفاقا تنها چیزی كه در آن نیست، اصولگرایی است، خاموش و خفته، صم و بكم، به نظاره بنشینند، دولت را با برگ سبز اجازه نوازش كنند و در نهایت توپ و تشری كه می‌زنند را با آنچه در كنار آن به‌دست می‌آورند، روی باسكول اصول گرایی خودشان قرار دهند و دیگر هیچ نگویند و به قول نایب‌رئیس اصولگرای‌شان، دروغ گفتن را تا آنجا توجیه كنند كه مدعی شوند هیچكس نیست كه دروغ نگفته باشد و وزیر كشوری را كه مدركی جعلی از دانشگاه آكسفورد نشان می‌دهد، مصداق همین دروغ گفته‌ها بدانند. اما اصلاح‌طلبان چطور؟ آنها كه رفتند تا به قول معلم شهیدمان، «كاری زینبی كنند»، امروز كه ساكت و آرامند، چه فرقی دارند با آنها كه از سویی با شراب نشسته‌اند و دیگرانی كه در سوی دیگر سجاده پهن كرده‌اند و نماز می‌خوانند؟ اینها كه هر دو در صحنه حق و باطل غایبند و آنجا كه باید شاهد باشند، حاضر نیستند، دیگر چه ادعایی از اصلاح‌طلبی و چه امیدی بر تاكید بر آن سوگندی كه به نام شهدا و میثاق با قانون اساسی كه خونبهای شهداست را در همین مجلس تكرار كرده‌اند؟ یعنی این اقلیت اصلاح‌طلبان مجلس، این آخرین بازماندگان دوم خرداد 76، این مردان و زنانی كه صفت اصلاح‌طلبی را دارند، اما آن را این روزها پنهان می‌كنند، توان این را ندارند تا 10 نفر دور خودشان جمع كنند و بساط تقلب را كه این‌بار به نام وزیر كشور دولت مدعی عدالت و مبارز با فقر و فساد و تبعیض چیده شده است، حداقل از برای اصلاح‌طلب بودن خودشان جمع كنند؟ گفتم كاری به محافظه‌كاران ندارم؛ ...

این مقاله را در ارتباط با بی عملگی جناح اصلاح طلب مجلس برای کارگزاران نوشتم. می توانید اینجا بخوانیدش یا به متن کامل بروید.

متن كاملنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/7/28
صفحه خبر>نکته ها>ایران و آمریکا- محمد رضا خاتمی و محمد خوش چهره

هر چه قدر که اصلاح طلبان در سیمای ملی مطرود هستند، رادیو گقت و گو و PRESS TV خبرهایی از اصلاح طلبان کار می کنند و مصاحبه هایی با آنان پخش می کنند. این ویدوئو را ببینید که در آن محمدرضا خاتمی ، محمد خوش چهره و دکتر George D. Schwab  در مورد انتخابات در آمریکا و ایران بحث می کنند.

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/6/29
صفحه خبر>نکته ها>دیوار

دیگه چیزی نمونده، این چهار تا ستون هم که بالا بره، داستان شب نشینی های من هم تموم میشه. اون وقت من می منونمو، سیگار و نوار و حسرتی از گذشته که چطور زمان بندی کرده بود تا سر بزنگاه، تنهایمو پشت خودش پنهان کنه و کورسوی چراغی را که روشنه، برام تاریک و تیره و تار کنه. دنیا دار مکافته، تا کی بشه که نوبت من بشه...

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/6/17
صفحه خبر>نکته ها>خاتمی تو، خاتمی من

حضور یا عدم حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم اسلامی ایران اگر از یک سو به مثابه شمشیر دموکلوس روی سر مخالفان قسم خورده او قرار دارد، از سوی دیگر هم این هول و ولا، به بختک طرفداران رئیس جمهوری سابق ایران تبدیل شده است تا در بیان اثبات حضور آخرین رئیس جمهور اصلاح طلب ایران به هر دری بزنند و نه تنها از خواجه شیراز تمنای نیاز کنند و بر قیل و قال آمدش فال حضور بگیرند بلکه در اثبات ادعای آمدن و نیامدن خاتمی به زبان محمدرضا جلایی پور عزیز ضرورت آمدن خاتمی را با بیانی از چهل دلیل بیارایند. توگویی این چله رئیس جمهوری اصلاح طلب از قضای تمام دردهایی است که بر سرنوشت اصلاحات رفته است و نوشداری غزای آن هم همین ریش سفید خوش سیماست که می آید تا کلیدهای ساختمان پاستور را دوباره تحویل گیرد. غافل از اینکه برای اثبات حضور خاتمی، اگر قرار باشد اصلاحات را تنها گامی به پیش ببرد، نه چهل دلیل، که حتی تک دلیل هم کفایت می کند و خدای ناخواسته اگر سرنوشت، خاتمی را برای کوبیدن هرچه بیشتر تابوت میخ خورده اصلاحات انتخاب کرده باشد، چهل هزار دلیل هم اگر پشت سر هم ردیف شوند همان بهتر که آقای رئیس جمهور اصلاح طلب این دسته کلیدها را به دیگری حوالت دهد. ...

بقیه مقاله ام را که در جواب مقاله ای از محمدرضا جلایی پور نوشته ام می توانید در روزآن لاین بخوانید یا به متن کامل بروید. با این توضیح که بعد از مقاله هم با محمدرضا صحبت کردم و دغدغه های او را را مورد ستایش قرار می دهم. اما نمی توانم چشم بر واقعیت ها ببندم.

متن كاملنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/6/5
صفحه خبر>نکته ها>راست میانه یعنی چه؟

اینکه آقای عطریانفر می گوید: "ائتلاف با راست میانه قابل بررسی است"، خب این "راست میانه یعنی چه؟ یعنی حامیان آقای ناطق نوری که اینها که رای ندارند. کل راشان 1 میلیون نفر بود در انتخابات قبل که نصیب لاریجانی شد. تازه در کنار آن احتمالن باید با فردی مثل "باهنر" همسنگر بشویم که زنده بودن اصلاح طلبان را از رافت نظام می داند و برای او هم اصلن دروغگو بودن کردان به عنوان وزیر کشور عیب نیست. آقای عطریان آن قدر جوگیر است که خیال می کند مردم منتظر نظر ایشان و حزبشان هستند تا با شعار ائتلاف با راست میانه و هرکس دیگری آنها را وارد کاخ ریاست جمهوری کنند. بابا، بیاین بیرون از این توهمات. اگر مردم منتظر رای و نظر شما بودند که هاشمی رفسنجانی آنگونه در مقابل احمدی نژاد شکست نمی خورد. تا امروز نگران حمایت از حسن روحانی بودیم، اما باز هم گلی به جمال روحانی، به خدا اینها آخرش ما را می اندازند تو دام موتلفه. اسمش را هم می ذارند راست میانه.  

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/6/3
صفحه خبر>نکته ها>آقای رئیس، تازگی ها چه خبر؟

سلام آقای علی آبادی، حال سرکار چطور است؟ سرحالید ان شاءا.. بعد از ختم بازی های المپیک. راستی گفته بودید که ایران می تواند تا چند سال دیگر المپیک برگزار کند. یادتان که هست؟ المپیاد ایرانیان را که برگزار کردید جوگیر شدید و سودای المپیک جهانیان در سرتان جرقه زد. اما به پکن که رفتید و آن همه حجم امکانات و زیرساخت ها را که دیدید، سازماندهی بی شمار چینی ها را مشاهده کردید که چطور اینهمه ورزشکار و خبرنگار را در خودش جا داده است و کار هیچکس با دیگری قاطی نمی شود، یک مرتبه رفتید با سیمای ملی مصاحبه کردید و در توجیه شکست های هماهنگ المپیکی های مدعی شدید که ...

ادامه این مقاله را که برای روزنامه دنیای فوتبال نوشتم می توانید در متن کامل بخوانید.

متن كاملنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/6/2
صفحه خبر>نکته ها>نوبران

بابا اینها نوبرن به خدا.سایت الف که اینهمه به مدرک دروغین "کردان" گیر می داد فیلتر شد. حالا هی حسین درخشان برود به سبک برادرخوانده اش، شریعتمداری کیهان از احمدی نژاد و آزادمنشی اش دفاع کند. این همان دولتی است که وعده آزادی 360 درجه ای می داد و ما چقدر خندیدیم به احمدی نژاد برای این ادعا. اما مثل اینکه طرف بی حساب هم نگفته بود. خجالت هم نمی کشد. آن طرف دنیا، دو تا روزنامه نگار دو سال دنبال رئیس جمهور آمریکا می دوند و آخرش برایش رسوایی به بار می آورند تا نیکسون استعفا دهد. این طرف اما با اینهمه قمپز در کردن و از دروغ نگفتن و ژست مسلمانی گرفتن، روز روشن یک نفر مدرک جعل می کند، تازه مخالفانش را فیلتر می کنند. شانس آوره اند این بچه های سایت الف که رئیسشان توکلی است و در مجلس دستی دارد. اگر یک شیرپاک خورده ای بود که هیچ کس را نداشت احتمالن میرفتند از بیضه دارشان می زدند که چرا جعل سند یک وزیر دروغ گو را برملا کرده است. تازه این آقای وزیر، سال دیگر می خواهد انتخابات برگزار کند. خدا ختم به خیر کند.

راستی کجایی آقای شریعتمداری که اینهمه در ماجرای دانشگاه هاوایی، خودت را جر می دادی؟؟؟؟

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/5/22
صفحه خبر>نکته ها>نیکان و بنی صدر

عکس از آرشيو عکس "بِــِت مَن"هیچ وقت حرف هایی را که در جمهوری اسلامی در مورد بنی صدر گفته می شود به طور کامل باور نکردم. هرچند برخی صحبت ها در مورد غرور و خودبزرگ بینی "بنی صدر" در نوشته هایش مشهود است و قابل انکار نیست، اما افسانه خیانت بنی صدر و تقابل او با انقلاب به نظر من با واقعیت هایی که بعدها در انقلاب دیدیم قابل تطبیق نیست. آن قدر این آقایان دروغ در طول این سالها تحویل ما داده اند که دیگر باور حرف های راست آنها هم سخت و دشوار است.

خیلی دوست داشتم یک روزی با بنی صدر مصاحبه کنم. کاری که نیکان انجام داده و می توانید اینجا بخوانیدش

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/5/16
صفحه خبر>نکته ها>نه هر آنکه رسم دلبری داند، فاحشگی هم داند

من در این شک ندارم که فرداروزی که خاتمی کاندیدا شود می روم به او رای می دهم و برای رای آوردنش هر کاری می کنم اما ...

خاتمی اگر صداقت داشته باشد و اگر رئیس جمهوری برای او بهانه نزیکانی نباشد که امروز بیکار شده اند و دنبال کار می گردند، باید هم او و هم اینهایی که روز و شبشان آمدن خاتمی است به چند تا سئوالی پاسخ دهند و بعد هم برای اینکه دوباره در گرداب دور باطل ریاست جمهوری اش نیفتند راهکار ارائه دهند.

مهمترین آزمون خاتمی برای بعد از ریاست جمهوری انتخابات مجلس نهم است. این را در جلسه "چرا خاتمی؟" هم که در مشارکت برگزار شد گفتم و باز هم تاکید می کنم که خاتمی پاسخ برگزاری انتخابات مجلس هفتم را چگونه خواهد داد؟ با قهر اولیه و برگزاری انتخابات؟ و یا با راهی غیر از آنچه پیش از این انجام داد. سعید حجاریان آن انتخابات را میخی بر تابوت اصلاحات نامیده بود. میخی که ضربه آخر آن را هم خود خاتمی زد. چند باری هم که در این باره صحبت کرده معلوم است که از برگزاری آن انتخابات پشیمان است؛ اما چه سود برای مردی که اول عمل می کند و بعد پشیمان می شود.

سمیه توحیدلو لطف کرد و از من برای نوشتن دعوت کرد. منتظر جلسه انتخاباتی مشارکت بودم تا صحبت های موافقان و مخالفان را بشنوم. آنها که در موافقت صرف صحبت می کردند به نظر من، گروهی هستند که سیاست را تنها در "فرصت لحظه" می بینند. با عرض پوزش برای اینها اگر هم خوابگی با آقای جنتی موجب شود تا بتوانند تایید شورای نگهبان را بگیرند، مجاز است و حمایت صرف از خاتمی بدون هیچ پیش شرط، در حد همین هم خوابگی است. در این کار اول دلبری می کنی، بعد با چهار تا کلمه احساسی تنت می لرزد و رختخواب ادامه محتوم آن است. اما شورای نگهبان با این کار، اول شرافت اصلاح طلبی را لکه دار می کند و بعد مثل یک دستمال کثیف دورتان می اندازد. آنهایی که در میان برخی احزاب سراغ امثال ناطق نوری و حسن روحانی می روند هم از همین قماش هستند. منتها آنها چون فکر می کنند که دیگر دوران دلبری شان گذشته است و نازشان نزد بولهوسان خریدار ندارد یک جوری "ج..." می کنند تا سر خودشان بی کلاه نماند.

مخالفان صرف خاتمی هم، اول آنهایی هستند که از ترس شکست خاتمی، رویارویی او را بر نمی تابند. حساب اینها سواست. ترس برادر مرگ است و چون همیشه هراسانند، با هر تلنگری این ور و آن ور می روند. در آن واحد هم می توانند فاحشه باشند و هم برای خودشان نقش منجی را بازی کنند. مثل آنهایی هستند که فاحشگی را برای امرار معاش خودشان یا خوانده شان انتخاب کرده اند و اگر روزی و روزگاری بتوانند بدشان نمی آید که از این نوع زندگی رها شوند. دسته دوم آنهایی اند که مخالف صرف خاتمی هستند و خاتمی برای آنها معبود نیست. اینها را می ستایم. چون رو به جلو حرکت می کنند. هرچند ممکن است اشتباه کنند که ایرادی و عیبی هم ندارد. می شود با اینها بحث و جدل کرد. راضی کرد یا راضی شد.

پیشنهاد آخر اما دفاع از خاتمی است اما به شرطها و شروطها. در این حالت، شما خاتمی را می پذیرید اما نه خاتمی درمانده مدل اسفند 81 که نای دفاع از ردصلاحیت شدگان نداشت و اصلاحات را کفن می کرد. و البته هم نه خاتمی مدل خرداد و تیر 84 که وزارت کشورش بدان جد بی عرضه و بی وجدان توان مقابله با بداخلاقی های انتخاباتی رقیب را پیدا نمی نمود. بلکه خاتمی مدل پاییز 77، آن روز که بر افشای قتل های زنجیره تاکید داشت و قبل تر آن روز که با پیروزی در انتخابات خرداد 76 ندای ایران دیگری سر می داد. اگر خاتمی متعهد به این مدل باشد دستهایش را هم می بوسیم و برایش تا قعر جهنمی که آقای جنتی و امثال او وعده می دهند هم می رویم.

خاتمی اگر قرار باشد نقاش یادگارهای اصلاحات بماند و در پستوی خانه، گاهگاهی سری بچرخاند و حرفی بزند همان بهتر که نیاید. اما اگر به جای قبرکنی اصلاحات، سودای نجات میهن داشته باشد و به دنبال رسوایی "معماران خانه فساد" باشد که از هر آنچه انقلاب به دنبال رشته کردن آنها بود، ابا دارند و به دنبال پنبه کردن رشته های انقلاب هستند، باید مرد میدان رقابت شود. برای اینگونه بودن هم باید رفقای اینچنینی داشته باشد. کشتی اصلاحات اگر خاتمی سکان دار آن باشد دیگر جای آنهایی که پیشنهاد هم خوابگی می دهند نیست. او باید به دنبال امثال عبداله نوری، مصطفی معین برود و به محمدرضا خاتمی و بهزاد نبوی اعتماد کند.    

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/5/6
صفحه خبر>نکته ها>مرسی آقای رئیس

رئیس باشگاه "یوتاجاز"، پیراهن شماره 8 باشگاه خودشان را به نام آیدین نیکخواه بهرامی، به مادر این بسکتبالیست فقید تیم ملی کشورمان واگذار کرد تا اشک مادر و اعضای تیم ملی بسکتبال ایران را در رقابتی که تیم ملی با این باشگاه آمریکایی برگزار می کرد درآورد. مرسی آقای رئیس از این کار خوبتان

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/5/2
صفحه خبر>نکته ها>تورجان

عجب وبلاگ خوبی است این تورجان. این پست را حتمن بخوانید. در مورد 16 سالگی اش است. امیدوارم این برادر، فردا، پس فردا که عمامه گذاشت سرش هم مثل امروز آزادیخواه باشد. نه اینکه به صرف این لباس همه چیز را فراموش کند. موفق باشی برادر

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/23
صفحه خبر>نکته ها>سلام بر دل شیر

اشکالی ندارد، افشین قطبی امروز در کنار ماست. نه صرفاً به عنوان مربی سرخ پوشان که در خدمت فوتبال ملی. در زمانه ای که الگوهای فوتبالی ما یا در گیر و دار غرور و خود بزرگ بینی همه را دشمن خود می دانند و یا با ادعای لوطی گری، حواریونشان را یکی پس از دیگری از دست می دهند، بگذارید یاغیان فوتبال هم از افشین قطبی بد بگویند و در بیان عقده های فروخفته شان مدعی شوند "تنها کسی که دل شیر ندارد افشین قطبی است." اما کیست که نداند "دل شیر" از آن کسی است که بلی، تا دقیقه 97 امیدوار منتظر می ماند تا تیمش قهرمانی دوباره لیگ برتر را بدست آورد. آن هم در حالی که ...

این مقاله را برای دنیای اقتصاد نوشتم در دفاع از افشین قطبی.

متن كاملنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/22
صفحه خبر>نکته ها>سینمایی نویسی و فوتبال نویسی

فکر کنم در میان سینمایی نویس ها، حمیدرضا صدر یک استثناست که فوتبال را تفسیر می کند. البته تفسیر او بیشتر از آنکه عقلی باشد، دلی است و همین هم تفسیرهایش را جذاب می کند. بقیه دوستان سینمایی، لااقل آنهایی که از فوتبال هم زیاد می گویند و در روزنامه ها می نویسند، تفاسیرشان بیشتر التقاطی است. آنها سینما را با فوتبال همبستر می کنند و قابلگی فرزند نامشروعی را برعهده گیرند که نامش هم تفسیر، نظر، نوشته و یا هر چیز دیگری است. تنها آنچه که برای آنها می ماند ژست فوتبالی بودن و فوتبالی نوشتن در عین روشنفکری سینماگرایانه است. ژستی که لباس لمپن پرولتاریایی بر تن آنها می کند تا هم رای و هم شان با عوامی که به استادیوم می روند جلوه داده شوند و خاکی نام گیرند. اهمیت دغدغه مردم برایشان باارزش جلوه داده شود و رویه پوشالی نویسندگی شان ترک بر ندارد.

اینها را نوشتم، چون خیلی وقت است این تحلیل های بی پایه سینمایی نویس ها را در هر ستونی از مجلات ورزشی و سیاسی می خوانم که معلوم هم نیست موضوع ستون آنها چیست. همین هم بیانگر التقاطشان است. تا امروز که خواندم به تایید از قول یک فوتبالیست یاغی در ستون یک سینمایی نویس ورزشی که تنها کسی که دل شیر ندارد افشین قطبی است. بقیه اش را می گذارم برای بعد.   

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/19
صفحه خبر>نکته ها>چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

قریب سه سال تاکید رئیس جمهور بر مافیای اقتصادی و دست های پشت پرده آن که همواره از سوی محمود احمدی نژاد بدون نام و آدرس بیان می شد، این بار از سوی یکی از حامیان وی در مجموعه "رایحه خوش خدمت" به مصداق تبدیل شد تا عباس پالیزدار برخلاف رئیس جمهور که مدعی بود اسامی مفسدین اقتصادی را در جیب شلوار خویش دارد، همه را به یکباره معرفی کند تا در ادامه آن شهری را هم بهم بریزد. و جالب آنکه نه رئیس جمهور و نه هیچ یک از طرفدارانش که تا دیروز مدعی مبارزه با فساد اقتصادی بودند امروز که اسامی به اصطلاح مفسدین اقتصادی از زبان یکی از یارانشان بیرون آمده است به طرفداری وی بر نمی خیزند، سهل است که عضویت وی را هم در مجموعه منتسب به دولت انکار می کنند.
در میان تحلیل های موجود برای افشاگری های این عضو طرفدار دولت ...

بقیه را در متن کامل بخوانید یا از قول خبرنامه مشارکت در سایت نوروز بخوانید.

متن كاملنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/16
صفحه خبر>نکته ها>پاترول، سند افتخار

برای من که عاشق پارتول هستم این مصاحبه بهزاد نبوی خیلی جالب است؛ می گوید "پاترول سند افتخار ما بود". دمش گرم

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/10
صفحه خبر>نکته ها>جدیدترین کاندوم های آمریکایی

این دیگه آخر تبلیغات است. جدیدترین کاندوم های آمریکایی را ببینید و لذت ببرید. این هم طنزی از مدل ایرانی اش

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/8
صفحه خبر>نکته ها>صمیمانه از آقای کروبی با نام دفاع کنید

نمی دانم چراحزب اعتماد ملی که تا این حد به دنبال کاندیداتوری و ریاست جمهوری آقای کروبی است، در بیان این خواسته خود ابا دارد. شاید خودشان هم می دانند که اگر قرار باشد خاتمی در صحنه انتخابات حاضر شود در میان احزاب ریشه دار اصلاح طلب نام کسی غیر از خاتمی از صندوق بیرون نمی آید، حتی اگر بر حضور خاتمی بتوان شبهه بسیار وارد آورد که بی جا هم نباشد.

این را گفتم تا خوب سرمقاله اعتماد ملی تحت عنوان "سخنی صمیمانه با دوستان مجمع روحانیون" را بخوانید. این سخن در کنار مواردی نظیر این لینک و البته هزاران کد و دلیل بیانگر تکاپوی حزبی اعتماد ملی در تلاش برای نیامدن خاتمی است. در عین حال اما این دوستان هیچ وقت مخالفت خودشان را با خاتمی و تلاش برای آمدن کروبی را با ذکر مصادیق بیان نمی کنند. حتی خود آقای کروبی اگر قرار باشد از انتخابات و حضور در آن بگوید بر کار حزبی تاکید می کند و اینکه اعتماد ملی، کاندیدای حزبی خواهد داشت؛ غافل از آنکه کیست که نداند غیر از آقای کروبی مگر حزب اعتماد ملی کس دیگری را هم دارد که کاندیدا کند. 

منسوبین اعتماد ملی تنها از اصلاحات بد می گویند و گروهی که اصلاحات را به "این وضع" انداخته اند. آنها نمی گویند "کدام وضع؟" و البته خودشان هم از ابتدا در جایگاه مدعی قرار دارند. در حالیکه قبل از هرچیز باید خودشان را به دلیل تکروی درون جریان اصلاح طلبی نقد کنند تا ببینند چه بر سر "اعتماد ملی" آمده است که گروه های اصلی اصلاح طلب وقتی قرار باشد در همگرایی با این حزب قرار گیرند با شک و تردید مواجه می شوند. "اعتماد ملی" که هنوز غالب نشده و دولت بدست نیاورده تا این حد مدعی است و هیچ چیز و هیچ کس را جز خودش قبول ندارد فردا که دولت را بدست گیرند که خدا را هم بنده نخواهد بود. 

نکند این غرور حزبی کار دست اعتماد ملی بدهد و در اندک زمانی تبدیل بشود به همان گروه هایی که جریان اعتماد ملی به زعم خودش از آنها ایراد دارد. آنها امروز روزنامه دارند و در ظاهر نسبت به بقیه اصلاح طلبان بیشتر تحمل می شوند؛ اما آقای کروبی خودش خوب می داند که دنیای سیاست ایرانی از جهت رو کردن به یک فرد و بریدن از او، از انگشتری ابوموسی اشعری هم بی اعتبار تر است. نکند زمانیکه آنها هم از وی ببرند دیگر جایی برای برگشت به اصلاحات وجود نداشته باشد. 

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/8
صفحه خبر>نکته ها>برای همه مادران

عکس از حمید سلطان ابادیتبریکی از روز مادر به همه مادرانی که بزرگ بودنشان را با مادر بودنشان نشان داده اند. اونهایی که یک دنیا عشق و محبت هم اگر نثارشون کنی بازهم کم نثارشون کردی و دریادریا گل هم اگر به سر و رویشان بریزی بازهم کم گذاشتی براشون. اونهایی که آغوششون آرامش گریه ها و خنده هاست و بوسه هاشون گرم کننده وجود.

تو میدانی و همه باید بدانند که اگر نبود آغوشت و نبود آن نگاه مهربان، آن اشک های ناگهان و آن "رز" های پلاسیده که بوشان می کردی و دل به در می سپردی، نبود اگر آرامشی که از هم صحبتی با تو می گرفتم و گلایه هایی که بغل در بغل در بازوانت زمزمه می کردم، امروز در این روز و حال نبودم و مدت ها و خیلی وقت تر ها پیش، رها می کردم و می رفتم به کجایی که نمی دانم؛ چون خودش می خواست و مجبورم می کرد و به من هم این را می گفت. اما تو آرامش دادی به من و پدر، که بمان و ماندم. اگر هم امروز در ماندن و نماندنم حرف بسیار است، این نسیم صبحگاه بی تاثیر نیست که خیلی هم موثر است؛ اما تو هم هستی که وجودم به یادت و نامت آرامش دارد و دیدگانم را هر روز و هر شام نوازش می دهد به لب لعل آن شوخ چشم شکرگفتار، آن گستاخ شیرین و زبان باز، آن شیطان روده دراز که همچو زنبور عسل دنبال کندویم می کشاند. کندویی که جرات داخل شدنش و فصاحت زبان درازی اش و فضیلت هم آغوشی اش در من نیست کنون و هرچه می خوانم و می یابم از اندوه تابناکش گریزی نمی بینم.   

"سلام هوای یاس و لاله ای اهوراا" نثارت می کنم تا "صبوری و بردباری اعجاز" را بر من ببخشایی. آمین   

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/5
صفحه خبر>نکته ها>رجایی شما اینقدر بی اخلاق بود آقایان؟؟؟

وقتی قرار باشد یک سایت اینترنتی بی اخلاقی کند و از هر وسیله ای برای کوبیدن مخالفش استفاده کند دیگر برای آنها فرق نمی کند چه می گوید و فردا، پس فردا ممکن است پته شان بریزد روی آب. می شوندن مثل رئیس جمهور منتخبشان که دروغ گفتن برایش از سرکشیدن یک لیوان آب هم آسان تر است.

اینها را گفتم تا تیتر یک خبر سایت رجانیوز در مورد روزنامه اعتماد ملی را اینجا بیاورم. "اعتماد ملی خواستار آزادی همجنس بازی شد" داستان اما از چه قرار است؟ فهیمه خضرحیدری یکی از روزنامه نگاران عضو تحریریه روزنامه اعتماد ملی در مطلبی که در وبلاگش منتشر کرده از اینکه یک همجنسگرا جسارت اینرا داشته است که از این میل خودش دفاع کند تقدیر کرده و او را تنها به این صفت جسارت داشتن - به درستی - ستوده است. او در عین حال گفته که خودش از همجنس گرایی بدش می آيد اما نظر و عقیده هرکس مال خودش است. این را مقایسه کنید با تیتر غیراخلاقی سایت رجانیوز که مدعی حمایت اعتماد ملی از همجنسگرایی می شود. در عین حال خوب به 2 متن زیر دقت کنید. اولی از قول وبلاگ فهیمه خضر حیدری است و دومی را هم سایت رجانیوز با نامردی منتشر کرده است:

وبلاگ: "راستش من خودم هم كه دارم اينها را مي‌نويسم به شدت از همجنس‌خواهي بدم مي‌آيد اما معتقدم نظر و سليقه شخصي من مال خودم است و به ديگران ، ازجمله به همجنس‌خواهان ربطي ندارد و خوشامد يا بدآمد ما نبايد منعي براي اين گروه باشد."

سایت رجا: "عضو تحريريه روزنامه اعتماد ملي در ادامه همين مطلب بر لزوم آزادي سازي و عدم ممانعت از همجنس بازي(!) تأكيد كرده و مي نويسد: «نظر و سليقه شخصي من مال خودم است و به ديگران، از جمله به همجنس خواهان ربطي ندارد و خوشامد يا بدآمد ما نبايد منعي براي اين گروه باشد(!).»  

رجانیوز به عمد اینکه خضرحیدری از همجنس خواهی بدش می آید را نیاورده است. اما فکر نمی کند که هرکسی می تواند به متن اصلی خبر دست یابد و در این حال آبروی این سایت خبری اصولگرا(!) است که می رود. به نظر من شرف همین "خردادیان" که همجنسگراست اما این میل را بیان می کند از آقایانی که این قدر ناجوانمردانه دودوزه بازی می کنند به مراتب بیشتر است. او اگر دین ندارد لااقل آزاده است. برخلاف اینها که در دین داشتنشان حرف و حدیث فراوان وجود دارد و آزادگی هم که اصلن در مرامشان نیست.

این مطالب برای این خبرنگار نا مسلمان که اینگونه ادعاهای عجیب و غریب دارد لازم است فکر کنم. برادر، به جای اینکه دنبال اثبات بهتر بودن احمدی نژاد باشی، برو به فکر فردای پس از سوم تیر سال 88 باش که دیگر قمپز در نکنی و با غرور و تفخر از درس های سوم تیر به سیاسیون و احزاب دم نزنی. شب دراز است و قلندر بیدار و تا یک سال آينده خیلی کمتر از سه سال گذشته زمان لازم داریم. 

بعدالتحریر: رجانیوز تیتر خودش را اصلاح کرد و "عضو تحریریه" را به اول تیتر اضافه کرد. مزورانه بودن خبر البته باقی است.

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/5
صفحه خبر>نکته ها>رفیق عزیز

هیچ وقت فکر نمی کردم حرفی که می شنوم ترجیع بند "رفیق عزیزت" داشته باشه تا به طعنه بهم یادآوری کنه دیگه از اونا نیستم. از اونایی نیستم که چند سالی با زندگی شون زندگی کردم و در بود و نبودشون، بودم و حضور داشتم، در احساسشون حل شدم، تو بغلشون گریه کردم و در آغوششون آرامش گرفتم و البته چقدر به اون آغوش ها احتیاج دارم دوباره، برای اینکه باز هم آروم بشم.

حالا واسم حرف و حدیث کم نیست از آدمهای دیگه تو زندگیم و این لامصبی که خوره وار واسم از تاریکی و سیاهی تکرار می شه. در حالیکه همه و همه فراموش کردند منو و حالمو و احساسمو که چطوری بالا و پایین می کرد و مثل اسبی که از شلاق صاحبش فرار می کنه آروم و قرار نداشت. اون موقع کسی از آدم دیگه ای نمی گفت که هیچ، انکارش می کرد که نه. امروز اما من به طعنه می شم "رفیق عزیز"، رو برمیگردونن ازم کسایی که از نزدیکترینها بهم کمی و کسری نداشتن، یه جوری باهام صحبت می کنن که انگاری گناهکار و جنایتکارم و وقتی خبری و حالی می پرسم تو گویی به یک مجرم جواب می دن. منو بگو، من احمق و دیوونه که سئوال می کنم تا آروم بگیرم، برعکسش می شه و هزار تا بی قراری دوباره سراغم می آد. در کنارش هم بهم هزار تا انگ و ننگ و رنگ می چسبه که چی؟ غم داری و دل غمدار دلدار نمی خواد. دلیار می خواد.   

لينك مطلبنظراتارسال به دوستاننسخه قابل چاپ 1387/4/4
Sites
Forum Eprsoft
Shareh
Persian BBC
ITIran
Lomond Diplomatic
Hanouz
Ravi
Daily
Eqbal Newspaper
Roozonline
Shargh
IraneMa
JameJam
Weblogs
معين
Mohajerani
Masoud Behnoud
Younes Shokrkhah
Omid Memarian
Fereshteh Ghazi
Abtahi
Javad Montazeri
Nikan Kosar
Parastoo Dokohaki
Mohsen Azarm
Roozbeh Mirebrahimi
Shadi Sadr
HasanPix
Alireza Dostdar
Javad Rooh
SajadMehdi
Farhad Mortaz
Abbarike
Sasan Aghaee
Arezoo
Ehsan Mehrabi
Moeinfans
Solmaz Sharif
kharzar
Hesam Ashena
Hosein Derakhshan
Emad Baghi
M.G.Ghagar
Vahid Pourostad
Mohammad Heidari
Hanif
Arabsorkhi
Roohe Blogger
Saeed Ghasemi
Mehdi Afshar
Masih
Neda Dehghani
Sanaz Allah
Hadi Heidari
Saham Borghani
Hadi Ramesh
Ghazal
Azadeh MH
Javad Daliri
Saeed Shariati
Morteza Naemeh
Panah
Ali Moazemi
Alper
Ashkan
Hosein Derakhshan
Azadeh Beheshti
Hamid Seyedi
Nafiseh
Faryad
Ehsan
Masomeh
Parseh
Agha Mostafa
Paknevis
D.Ghanimifard
Sanjaghak
Azadeh Akbari
Hosein
M.Norozpor
Reporter
M.Norozpor
Reporter
Chapar
EhsanGhalam
Nader Davoodi
K-Shams
Parantez
ElnazEhsan
1Pezeshk
Majid HB
Mehdi Ahmadi
Hesam Ashena
AGH Bahman
S Samani
As Amini
Aboozar
Reza Nasri
Ehsan Taghadosi
Powered By Pooya Site Builder (PSB) | Design By PooyaParidel